محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4021

تاريخ الطبرى ( فارسي )

نبرد كردم تا آنها را كه در خطر كشته شدن و اسارت بودند نجات داديم ، اينك يار شما با من چنين مىكند ، وى را از من بداريد » . پس او را رها كرد . عبد الله بن محمد به نقل از كسى كه در شب قصر باهلى حضور داشته گويد : « در قصر بوديم و چون تلاقى شد پنداشتيم قيامت به پا شده ، از بس كه همهمهء قوم و تصادم آهن و شيههء اسب مىشنيديم » در اين سال سعيد خذينه از نهر بلخ عبور كرد و به غزاى سغد رفت كه پيمان شكسته بودند و تركان را بر ضد مسلمانان يارى كرده بودند . سخن از كار مسلمانان و سعيد در غزاى سغد سبب اين غزاى سعيد چنان كه گفته‌اند ، آن بود كه وقتى تركان سوى سغد بازگشتند كسان با سعيد سخن كردند و گفتند : « از غزا باز مانده اى در صورتى كه تركان حمله آورده‌اند و كافر شده‌اند » پس سعيد از نهر عبور كرد و آهنگ سغد كرد و تركان و گروهى از مردم سغد به مقابلهء وى آمدند كه مسلمانان هزيمتشان كردند . سعيد گفت : « تعقيبشان مكنيد كه سغد پشتيبان امير مؤمنان است ، شما كه هزيمتشان كرده‌ايد ، مگر مىخواهيد نابودشان كنيد ؟ شما اى مردم عراق بارها با خليفگان نبرد كرده‌ايد ، آيا شما را نابود كرده‌اند » راوى گويد : مسلمانان برفتند تا به جايى رسيدند كه دره اى ميان آنها و مروج فاصله بود ، عبد الرحمان بن صبح گفت : « زره دارو پياده از اين دره نگذرد و جز آنها عبور كنند » گويد : پس عبور كردند و تركان آنها را بديدند و كمينى نهادند وقتى سواران مسلمان نمودار شدند با آنها نبرد كردند ، تركان عقب رفتند و مسلمانان تعقيبشان كردند تا از كمينگاه گذشتند ، تركان به مقابلهء مسلمانان برون آمدند و مسلمانان